قطار
شعر از : عبدالله پهشێو شاعر ملی کورد
ترجمه از: حسن ایوب زاده
قطار
چو ماری در تعقیب،
پیچان سوت میکشید،
شب- بوی هماغوشی
بوی پائیز،
بوی شعر،
بوی باران میداد.
گفت:
بقیه درادامه مطالب
شعر از : عبدالله پهشێو شاعر ملی کورد
ترجمه از: حسن ایوب زاده
قطار
چو ماری در تعقیب،
پیچان سوت میکشید،
شب- بوی هماغوشی
بوی پائیز،
بوی شعر،
بوی باران میداد.
گفت:
بقیه درادامه مطالب
بقیه در ادامه مطلب
بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه آسان میگذری غافل از اندوه درونم
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر گذر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید از چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
نگهت هیچ نیفتاد به رهی که گذشتی
چون در خانه ببستم دگر از پای بنشستم
گویا زلزله آمد گویا خانه فرو ریخت بر سرم
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
بر نخیزد دگر از مرغ پر بسته نوایی
تو همه بودو نبودی تو همه شعرو سرودی
چه گریزی یبر من که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل با تو هرگز نستیزم من و یک لحضه جدایی نتوانم نتوانم
بی تو من زنده نمانم
******************************************
بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی .... بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی .... نمی بخشمت .... بخاطر دلی که برایم شکستی .... بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی ..... نمی بخشمت .... بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، بخاطر نمکی که رو زخمم پاشیدی .... و می بخشمت بخاطر عشقی که رو قلبم حک کردی
یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.
یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !
کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم
دستانش را بفشارم !
یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !
یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی
که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !
یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !
یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید
و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !
آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !
کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم
برای من عزیزترین است !
یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که
چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !
یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !
کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا
دارد !
یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی
نیز دوست نمی دارد !
یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من
دیوانه وار تنها او را دوست دارم !
کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!
**********
چرا وجود تو از هیچ قانونی پیروی نمی کند؟
هر چه دورتر می روی بزرگتر می شوی
هر چه نامهربانی می کنی عزیز تر می شوی
هر چه غریبگی می کنی آشناتر می شوی
و حتی از دلم به بهانه ی از دیده رفتن هم
لحظه ای نمیروی
انگار خیالاتی شده ام
دیشب باز هم پشت در خانه را تا صبح ننداختم
گفتم شاید بیایی
و شنیدم که زن همسایه می گفت :بیچاره در انکار است
و من میپندارم بیچاره کسی است که عاشق نیست
وگر نه می دانست
تا صبح از هجوم کلمات طرح واره ای برای چشمانت ساختن
حتی بدون اینکه شاعر باشم چه طعمی دارد
بگذار بگویند بیچاره است و بگذار باز هم پیرو هیچ قانونی نباشی
اما من یک قانون دارم
که تا هستم شاعر چشمان تو باشم
برای گرفتن سوالات بروید به ادامه مطالب
اس ام اس های عاشقانه
داغ داغ تازه رسیده بدو روی ادامه مطلب
اس ام اس های جالب
ببین یکی میخواست از خواب بیدارت کنه من نذاشتم
کار خوبی کردم؟
****************************************
ببین عزیز دلم پاشو………..
اگه پا نشی قهر میکنما………….
خب دلم برات تنگ شده…………
جون من پاشو…………
پاشدی………….
افرین عزیزم…………
حالا که پاشدی ماچم کن بگیر بخواب!
………………………………………………………….
بقیه در ادامه مطلب
نخواستم با غم بسوزی
نخواستم هیچ چی نگی
نخواستم درد دلت رو دیگه با هیچکی نگی
آخه عشق اجباری نیست
تو زندون من نمون
حالا که فکر رفتنی
دیگه از موندن نخون
بقیه در ادامه مطلب
ای یار نازنینم که هستی یک فرشته
فدای اون چشمون پر از امید و عشقت
همدم من تو بودی تو روزای بی کسی
توشادی و تو غصه تو عمق دلواپسی
عکس قشنگت حالا کنار من تو قاب
نوشتت ُ یادمه واسم طلای ناب
میخوام اینو قاب کنم بذارمش تو موزه
تا که همه ببینن دوستی با تو چه خوبه
هرگز یادم نمیره خوبی هایی که کردی
برای خنده من چه خنده هایی کردی
درسته که همیشه من غرق فکرام بودم
اما به جون خودم کلی خاطر خوات بودم
اگه یه روزی مد شد آهنگ بی وفایی
ولی تو فراموش نکنی لحظه آشنایی
چه نقش نازی داشتی تو قصه زندگیم
فدای اون وجودت بودی برام بهترین
آدمای بی ریا خیلی کمن تو دنیا
یا اوج آسمونن یا پشت ماه یا دریا
اما نبودی بین کهکشون و ستاره
من تو رو پیدا کردم بذار بکن محاله
تو هفت آسمونم مثل تو پیدا نمیشه
میخوام بگم پیشم بمون ولی نگو نمیشه
من تو را به کسي هديه مي دهم که از من عاشق تر باشد و از من براي تو مهربان تر.
من تو را به کسي هديه مي دهم که صداي تو را از دور، در خشم، در مهرباني،
در دلتنگي، در خستگي، در هزار همهمه ي دنيا، يکه و تنها بشناسد.
من تو را به کسي هديه مي دهم که راز معصوميت گل مريم و تمام سخاوت هاي
عاشقانه اين دل معصوم دريايي را بداند؛ و ترنم دلپذير هر آهنگ، هر نجواي
کوچک، برايش يک خاطره باشد.
او بايد از نگاه سبز تو تشخيص بدهد که امروز هواي دلت آفتابي است؛ يا آن
دلي که من برايش مي ميرم، سرد و باراني است.
اي.... ،اي بهانه ي زنده بودنم؛ من تو را به کسي هديه مي دهم که قلبش بعد
از هزار بار ديدن تو، باز هم به ديوانگي و بي پروايي اولين نگاه من بتپد.
همان طور عاشق، همان طور مبهوت و مبهم...
تو را با دنيايي حسرت به او خواهم بخشيد؛
ولي آيا او از من عاشق تر و از من براي تو مهربان تر است؟آيا او بيشتر از
من براي تو گريسته است؟؟ نه... هرگز...هرگز
ولي، تو در عين ناباوري، او را برگزيدي...
مي دانم... من دير رسيدم...خيلي دير...خيلي...
يك بار ديگر بگذار بي ادعا اقرار كنم كه هر روز دلم برايت تنگ مي شود.
روزهايي که تو را نمي بينم، به آرزوهاي خفته ام مي انديشم، به فاصله بين
من و تو،...
هر روز به خود مي گويم کاش شيشه عمر غرورم را شکسته بودم
کاش به تو مي گفتم که عاشقانه دوستت دارم تا ابد...
